مادر سپید

مادر یک روشندل

شکايتنامه مادران مهد کودک
سلام
عباداتتون مورد قبول حق باشد . انشالله شب قدر پر برکتی را گذرونده باشيد .
در مورد شکايتی که به اداره بهزيست منطقه و دليل آن مينويسم . قبلا گفته بودم مشاجره لفظی بین مدیر مجتمع آقای سین و پدر یکی از بچه ها بنام محمد قاسم در گرفت که حرفهایی که بین ایشان رد و بدل شد داغ دل مادران را تازه کرد . آقای سین بعد از بی اهمیت جلوه دادن حضور این پدر ۴۰ ساله که برای عرض انتقاد و پیشنهاد مسالمت آمیز نزد مدیر رفته بود جمله ای گفت که آتش زیر خاکستر ما رو شعله ور کرد عین جمله رو مینویسم شما قضاوت کنید "ما در اینجا اندرزگاهی برای بچه های شما درست کردیم تا اینها در اینجا آموزش ببینند " . شاید شما فجیع بودن این جمله را درک نکنید چون در شرایط ما نبودید و انشالله هیچگاه نخواهید بود . ما فقط ميخواهيم آنها در يک محيط سالم و شاداب بازی کنند .
اندرزگاه به چه معنی است ؟ ـ مکانی که عده ای گناهکار در آنجا پند و اندرز داده میشوند .
از نظر ایشان کودکان بی گناه ما که هیچ سهمی در نوع بیماریشان نداشتند عده ای جانی و بزهکار تلقی شده اند که هر محرومیتی حق آنها به حساب میامد . همه مادران دلشکسته وقتی ماجرا را شنيدند گريه کردند از حق ؛ نا حقی که برای کودکانشان در نظر گرفته شده بود .
من و مادربزرگ حسن که خانم تحصيلکرده ای هستند و اوليای محمد قاسم به نمايندگی از همه مادران که آنموقع ۱۵ نفر بودند برای عرضه شکايتنامه به اداره بهزيست منطقه واقع در پيچ شمران رفتيم . و نامه امضا شده را به اقای ميم و معاونشان آقای دکتر "ر " دادیم و در مورد مشکلات مهد کودک و بی توجهی مدیر به اوضاع نابسامان مهد کودک با ایشان صحبت کردیم . بگذریم که اواسط جلسه آقای سین سراسیمه وارد شدند و با هیاهو سعی در منحرف کردن بحث و شخصی نشان دادن شکایتنامه از طرف پدر محمد قاسم کردند . به هر ترتيب قرار شد آقايان ميم و"ر "جلسه ای با ما در مهد داشته باشند که آقای سين اجازه نداد و گفتند که مشکلات را حل خواهند کرد و بعد از يکماه بازرس از اداره بيايد و نتيجه اصلاحات به انجام رسيده را گزارش کند .( الان ۵ ماه از آن ماجرا ميگذرد و هنوز بازرس نيامده است. )
در آخر نامه قيد شده بود که اگر رسيدگی نشود به مراجع بالاتر گزارش خواهيم داد اما متاسفانه در سال تحصيلی جديد ما ۹ نفر از اوليايی که حاضر به پيگيری مسئله بودند را از دست داديم . و موضوع به نفع مرکز مسکوت ماند البته آقای سين اقداماتی کرد که فقط برای پر کردن چشم ما بود که در مورد اين اقدامات در متن بعدی مهد کودک خواهم نوشت .
نکات ريزی در اين جلسات بود که حوصله جمع آنرا نمیپذيرد . اما سعی کردم نکات مهم انرا ذکر کنم اميدوارم موفق شده باشم . دوباره از يادآوری اين موضوع سردرد شديدی گرفتم ای کاش منهم مثل بعضی ها بی تفاوت بودم و زندگيمو ميکردم .

خدايا آقای سين را اصلاح بفرما . اگر هم نشد از پستش ساقط بگردان .
تا بعد .
[ ۱۳۸۱/٩/٦ ] [ ٤:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه