مادر سپید

مادر یک روشندل

برنامه ريزی جديد مهد کودک
سلام
از همه دوستان برای همدرديهاشون ممنونم . يه دوست جديد به جمع ما اضافه شده بنام فاطمه خانوم که فقط ۱۰ سال داره و وبلاگ نويسی ميکنه . از همين جا بهش خوش آمد ميگم اميدوارم موفق باشه .

الحمد الله برنامه ريزی جديد مهد کودک در حال اجراست و تا به حال رضايت بخش بوده مادران موظف شدند که همگی راس ساعت ۵/۸ در مهد حاضر باشند قبل از شروع کلاس بچه ها نرمش دارند و کلاس کاردستی هم برای استفاده همه داير شد . (برای اطلاع دوستانی که تازه به جمع ما پيوستند به عرض برسونم که تا قبل از اين ساعت ورود بچه ها بی برنامه بود يکی ۹ ميومد يکی ۱۵/۹ دقيقه يکی ساعت ۱۰ خلاصه بلبشويی بود . ) خلاصه آقای سين هم که قول داده بود امکانات لازم برای تزئينات جديد مهد برای ما فراهم کنه هم غير مستقيم اعلام کرد قسمتی از آن ليستی که من با تحقيق و ارزيابی ارائه دادم رو ميتونه تهيه کنه . از دست آقای سين ، وقتی ما مادران میریم و از کمبود بودجه براش شکایت میکنیم با اعتماد به نفس کامل میگه کی گفته که ما پول نداریم خیلی هم داریم هر چی میخواید لیست کنید من میخرم بعدا خبر میرسه کمی تا قسمتی را تهیه خواهد کرد . حالا هر چی باشه " یه مو از خرس کندن غنیمته " خانم میم مربی مهد امروز میگفت 3 سال قبل که ما میخواستیم برای اینجا تزئینات درست کنیم از کاغذ کادوهای منزل و مقواهای مستعمل و برخی پوشه های خونه استفاده کردیم و به ما گفتند ما پول نداریم خرج چیزی کنیم که بچه ها اونا رو نمیبینند و ازشون استفاده نمیکنند !! به نظر من درسته که بچه ها این زیبایی ها رو نمیبینند ولی مادرانی که با رنج و اندوه بچه خودشونو مجبورند به این مهد کودک بیارند که دل دارند حق دارند بچه شونو جایی ببینند که محیطش شاد و سر زندست مال بچه هاست مخصوص دنیای شاد کودکانه . این مربیای قدیم که واقعا دستشون درد نکنه خیلی زحمت میکشند هم در امر آموزشهای جدید هم در باب تحمل بعضی از بچه های پر انرژی و شلوغ ما و هم در امر صبوریشون در برابر سیاستهای غلط مجتمع که همیشه آنها را مورد شماتت قرار میدند .
ما تازگی پزیرش جدیدی داشتیم دخترک 6 ساله ای بنام زینب که در سن دو روزگی دچار تشنج و معلولیت کمی مغزی شده این دختر کوچولو و بسیار زیبا تمام این 6 سال را توی بغل مادرش بوده آخه نمیتونه راه بره هنوز عضلات بدنش شله . بعضی از بچه ها به علت تنبلی راه نمیرند مثل این کیانای آتیشپاره که 4 سالشه و هنوز تو بغله ولی بچه هایی هم هستند مثل زینب و مژده که قادر به راه رفتن به طور طبیعی نیستند . گفتم مژده ، این بچه ماه هاست به خاطر بیماری که مادرش در عوض بغل کردن مستمر مژده دچارش شده نمیتونه از مهد استفاده کنه .
الان تعداد بچه ها 7 نفره ، امیر حسین ، علی پنجه ای (علی آقا )، حسن ، فاطمه ، زینب ، محمد صادق و مهران .
علی آقا پنجه ای که قبلا گفته بودم به نوعی سرطان یا همون تومور مبتلاست که مدت 5/3 سال تحت درمان شیمی درمانی بوده و یک هفته است که مدت درمانش به انتها رسیده و به قول خودشون قطع درمان شده ، براش دعا کنید که سرطانش برنگرده ممکنه بعد از چند ماه تومور لعنتی از جای دیگر بدنش شروع به رشد کنه مثل بهزاد که اول تومور چشمی داشت ولی بعد از قطع درمان دچار لوسمی شد و متاسفانه ............ ولی نه انشالله علی خوب شده باشه مثل سعید . سعید در انگلیس درمان شد من نمیدونم اسم روش درمانیش چیه ولی با وصل کردن برق یا چیزی مثل این خوب شده هر چی بوده و هر سختیی که داشته الحمدالله درمان شده .

این سایت به اصطلاح مجانی ما مدتی است که باز نمیشه نمیدونم چشه ولی فعلا نمیتونم عکس بذارم net ferim اسم سايت مجانی منه اگر کسی ميتونه منو راهنمايی کنه که چطور درستش کنم ممنون ميشم .
تا بعد
[ ۱۳۸۱/۱٠/۱٥ ] [ ۳:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه