مادر سپید

مادر یک روشندل

علی و عيد غدير
سلام
این چند روز کمی سرم شلوغ بود از یه طرف بابای حسنی نبود و بهانه گیریای حسن از یه طرف هم درگیر نامزدی دختر خاله ام بودم و نتونستم بیام .
روز چهارشنبه مرکز جشنی ترتیب داده بود به مناسبت عید غدیر خم ما هم دعوت داشتیم ولی به خاطر برف و کولاک نتونستم حسن رو ببرم امروز شنیدم که چه ضرری کردیم . از بچه های مهد فقط علی پنجه ای رفته بود و عجب گل کاشته بود ماشالله این علی خیلی اطلاعات داره غیر از نام مراکز استانهای ایران پایتخت ۵۷ کشور و کلی شعر و سرود و قرآن و ... رو حفظه که حسابی جای دوستاشو خالی کرده و از همه هنراش اونجا هنرنمایی کرده . برای سلامتی علی دعا کنید که انشالله تومورش ریشه کن شده باشه .
آهان عیدی آقای سین هم ۵۰۰۰ تومان و یه بسته خمیر خارجی با قالباش و یه عدد نوار کاست بود برای علی . گفته بودم علی تو برنامه سلام کوچولو مجری هم شده ؟ از شبکه سراسری صدا روزای شنبه تا چهارشنبه ساعت ده و چهل و پنج دقیقه برنامه سلام کوچولو مدتیه که علی اونجا هم بلبل زبونی میکنه . توی کلاس هم درباره همه اتفاقاتی که توی جشن افتاده بود کلی تعریف کرده بود از جمله که آقای سین چقدر از استعداد و ذوقش تعجب کرده و با او کمی هم شوخی کرده خلاصه خبرگزاری رو به نحو احسنت انجام داده .
من این علی رو خیلی دوست دارم برای همین اینبار خواستم کمی از او بنویسم .
کار باغ وحش هم رو به اتمامه فقط توی میله های قفسهای حیوانات موندیم چکار کنیم . امکانات مالی نداریم وگرنه از سیمهای مفتولی استفاده میکردم و اونا رو لحیم میکردم تا کاملا واقعی به نظر بیاند اگه کسی ایده کم خرجی داره لطفا دریغ نکنه ثواب داره .
امروز باید برم بیمارستان چک آپ ماهای آخر ... مهد کودک هم کنسله .
تا بعد .
[ ۱۳۸۱/۱٢/٥ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه