مادر سپید

مادر یک روشندل

فشارتو پیدا کردم حالا ...


سلام
يکی ديگه از جوکهای حسنی رو داشته باشيد تا چند روز ديگه که برميگردم ...

چند روز پيش فشارم افتاده بود پايين و حال نداشتم حسن هم کتاب قصه شو پيدا کرده بود و هی ميگفت "برام میخونی؟" بهش گفتم "حال ندارم مامان فشارم افتاده پایین " دولا شد روی زمین و زیر پام و زیر مبل رو گشتن گفتم " چکار میکنی مامان؟ " گفت " بیا اینم از فشارت پیداش کردم حالا قصه رو بخون " دیدم تو دستش دستگاه فشار سنج اسباب بازیشه که از قضا زیر مبل بوده ... خندیدمو برای اینکه ناراحت نشه یکی از قصه هاشو خوندم .



مدتها بود که دنبال یه قالب قشنگ میگشتم که به سلیقه خودم بخوره پیدا نمیکردم تا اینو تو پرشین بین قالبای جدید پیدا کردم که طراحش هم یه خانومه . البته باید این در و اون در بزنم بتونم به جای اون تخم مرغ رنگیها و عکسای حاشیه چپش عکسای دیگه جایگزین کنم .
از آقای پدرام که برای طراحی قالبم اعلام آمادگی کرده بود ممنونم .

راستی بیخود نیست مدیران شکمای گنده دارند امروز بابای حسن دنبال لباس شناش میگشت .... سمینار و شنا ؟!!!!!
تا بعد .

[ ۱۳۸۱/۱٢/٥ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه