مادر سپید

مادر یک روشندل

زنگ تفريح ۳
سلام
من زیاد اهل شعر و شعر خوانی نیستم ولی توصیه میکنم اشعار زیر را برای تحرک عضلات صورت بخوانید :

انتظار
شب نرفته است هنوز
که در آن گوشه بیدار افق
صبح _ این رفتگر موی سپید _ گرم جارو زدن است
جاروی روشن او
تکه های شب را ، آرام آرام میروبد از چهره شهر
و زمان میگذرد
در سراشیب خیابان دراز
وعده گاهی ست که مردی آنجاست
چشمهایش نگران
میدود بی تاب از شیب خیابان بالا
او چه زود آمده است
که خیابان خالی ست
اوست تنها و رقیب آنجا نیست
و زمان میگذرد
انتظاری سنگین ، پتک بر پیکر او میکوبد
و زمان میگذرد
زیر لب می گوید :
خواهد آمد این را میدانم
خواهد آمد آری
مثل گلخند صبح ، مثل آواز خروس
خواهد آمد اتوبوس !


این شعر را از کتاب نخستین جشنواره طنز دانشجویان انتخاب کردم که سروده اسماعیل امینی بود .
دو تا از دوبیتی سیده مرضیه غلامپور انتخاب کردم که بد نیست آنها را هم بخوانید . از بقیه اشعار کتاب زیاد خوشم نیومد برخا ضعیف و کم مایه بودند .

چند دو بیتی
نگاهش خالی از رنگ غزل بود
چه بی احساس و بی عکس العمل بود
نفهمیدم چرا آمد به اینجا
شبیه یک خروس بی محل بود

درون حوض ، غسل ارتماسی
وبعدش حوله ای در جالباسی
ببخشایم خدایا توبه کردم
پشیمانم من از بحث سیاسی


دیروز آقای سین به مهد کودک آمد در فرصت مناسب شرح ماجرا را خواهم نوشت . فقط همین را بگویم ضمن یاد آوری شکایت ما از ایشان از دیدن کارهای باغ وحش سازی و بقیه کارها خیلی خوشش اومده بود ........
تا بعد .
[ ۱۳۸۱/۱٢/۱٩ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه