مادر سپید

مادر یک روشندل

تولدت مبارک پسرم
سلام
سلام به همه دوستان عزيزم . دوشنبه گذشته بالاخره حسين کوچولو پا به دنيای شلوغ و پر هياهوی ما گذاشت .
از دوستان عزیز مرجان و دوست قدیمی که قدم رنجه کردند و به دیدنم اومدند ممنونم . از بابای کیمیا که با تماس تلفنیشون حال ما رو پرسیدند نیز همچنین ... سبد گل بسیار زیبای آقای حبیب قاضی زاده هم باعث خوشحالی بنده شد . (ببخشید که لینک این دو دوست را ندارم اگر لطف کردید و به من سر زدید لینک خودتونو برام بزارید تا اصلاحش کنم .)
از حسين اگر بخوام بنويسم بايد بگويم که خيلی آروم و بی سر و صداست . وزنش ۳ کيلو و پانصد و پنجاه گرم و قدش ۵۱ سانتيمتر بود که تا حالا ۴ سانت رشد کرده . خيلی جديه اصلا نميخنده البته ميگند تا ۱۵ روزگی خنده هاش هدفدار نيست . با چشم باز ميخوابه به طوريکه اصلا نميفهميد که خوابه يا بيدار . خلاصه خيلی هم شيرينه . رابطه حسن با حسين ديدنيه تا حالا فکر نميکردم که اينقدر بتونه اين رابطه دور از حسادت های کودکانه باشه . حتی گاهی ميگه مامان بوسش کن و يا بغلش کن ولی هنوز اين رابطه به دادن اسباب بازی به حسين نرسيده .

به حسن گفتم اگر بخوام برای تو ماشين پليس بخرم برای نی نی چه اسباب بازی بخرم ؟ گفت پوشک بخر . خنديدم و کلی براش توضيح دادم نه پوشک جزئ لباسهای نی نيه اسباب بازی چی بخرم بعد از کلی صحبت گفت پس مشماء (شورت دو گره) بخر .

فعلا تا بعد .
[ ۱۳۸٢/٢/۱ ] [ ٦:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه