مادر سپید

مادر یک روشندل

دلگيری مامان حسنين
سلام
شده تا حالا آرزو کنيد کاش يکی پيدا ميشد وقتی دلتنگ و خسته ايد سرتونو بزاريد رو پاشو هی گريه کنيد تا خالی بشين ؟
خيلی خسته ام نه از دست بچه ها حال و هوای کسل کننده ای دارم با هيچ چيز هم حالم جا نمياد . طفلکی مامانم اينقدر اين چند وقت بهش غرغر کردم که هر دومون خسته شديم . چند روز پيش خيلی ناراحت شد (چرا اینقدر غرغرو شدم ؟ نمیدونم) گفتم مامان ترو خدا ناراحت نشو فقط تويی که ميشه بهت غر بزنم و آخرش ازم دلگير نشی .
کسی هست من بهش غر بزنم
دو سه روز هم هست که از زمين و زمان بد بياری دارم . شايد هم به نظر مياد ممکنه افسرگی بعد از تولد نی نی باشه نه ؟ بابای حسن هم نو ریسپانس تو پیجینگ ... مسافرته ...
ديروز ميخواستم يکی پيدا بشه باهاش درد دل کنم يافته نشد ......... اين حسين هم منتظره بنده انلاين بشم سر و صداش در بياد .
بعد از تحریر : حسین یک ماه و چهار روزشه . خیلی خوب گردن میگیره یعنی گردنشو صاف نگه میداره قیافه خوشمزه ای هم داره ولی هنوز معلوم نیست شبیه کدوم یکی از ما شده من یا باباییش . حسین دیگه غلت میزنه خیلی شکمو و هنوز جدی . نگاهش به کسی که باهاش بازی میکنه همچنان عاقل اندر سفیه خندهاش مال فرشته هایه که تو خوابش میان . این دو سه روز اخیر چند بار از دستش در رفت و خندید . حسن خیلی خوش خلقتر بود تو دفتر خاطراتش نوشته بودم که تو ۱۷ روزگی با صدای بلند خندیده ولی انگار داداشش باید ۴۵ روزه بشه تا انحنای صاف لبای کوچولوشو زیاد کنه .
حسین خیلی با نمکه با همه اخمهاش خیلی تو دل برو و خوشمزه ست ... به نظر من که خیلی خوشگله ولی مادر بزرگش هی از دماغش ایراد میگیره . فکر کنم دماغش به همون مادربزرگش رفته باشه
قربون دو تاشون برم هر دوشون هم از سر من زيادن چه قشنگ باشند چه نباشن (که هستن) .
فلش با مزه ميخوايد ببينيد يه سر اينجا بزنيد . اکثرشون بیخوده ...اصلا ولش کن همش بیخوده نمیخاد وقتتونو تلف کنید .
تا بعد.
[ ۱۳۸٢/٢/٢٥ ] [ ٦:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه