مادر سپید

مادر یک روشندل

گربه روی شيروانی داغ

میلاد حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به شما تبریک عرض میکنم .

سلام
(متن من ربطي به اين فيلم نداره فقط تشابهش تو اسم گربه ست . )
اول اينو بگم : مدتی پيش يه گربه که دوست حسنه روی پشت بام بچه گذاشته سه تا بچه گربه سياه سفيد با مزه که متاسفانه يکشون همون اولا توسط گربه ديگری خورده شد .ریروز عصر برادرم برای سرويس کولر اومد با پسر صاحبخونمون سلیمان که با هم دوست هستند رفتند روی بام . برزنت رابط کولر و کانال پاره شده بود و بچه گربه ها گاهی اونجا پناه میگرفتند خلاصه همينکه به کانال نزديک شده بودند يکی از اين وروجکها که اونجا بود ميفته توی کانال و تا دريچه کولر ما پايين مياد .... حالا ما از گرما کلافه شده بوديم و به خيال اينکه تا يک ساعت ديگه کولر راه ميفته با خوش خيالی نشسته بوديم .چه دردسری برای بيرون آوردنش کشيديم اول اينکه دريچه پرچ شده بود دايی حسن با دريل با کلی سر و صدا باز کرد حالا نوبت گرفتنش بود به برادرم علی گفتم برو آقا سليمانو صدا کن کمکت کنه که مثل اينکه جناب سليمان با ۲۰ سال سن از گربهه ترسیده بود و نيومده بود . اومدم برم دريچه رو بالا بگيرم (خیلی سنگین بود) تا او گربه رو بگيره که حسين خان بيدار شد به علی گفتم من به مادر سليمان ميگم بفرستدش بالا تنهايی نميشه که گفت خودم ميرم دنبالش اونطور که علی ميگه وقتی پدرش بهش ميگه بياد کمک ما با چشم و ابرو بالا انداختن فهمونده که ميترسه ما کلی به این قضیه خندیدیم ... خود صاحبخونه اومد بالا ... فرض کنید یه پیر مرد ۶۰ ساله بسیار محترم و جا افتاده و عصا قورت داده .... تا این آقا دریچه رو بالا گرفته بچه گربه بیرون جست و افتاد تو اتاق وااااااااای همه اتاق پر از پشم گربه شد تا اونو گرفت حاج آقا نمیدونید چطور کلاس و پرستیژشو کنار گذاشته بود و دنبال یه گربه ۱۰ سانتی میدوید
. گرفتن گربه دو ساعت طول کشيد و به تاريکی خورد و سرويس کولر اون روز ماليده شد . ولی بالاخره يه تنوعی بود که کمی حال منو جا آورد .
حسن کمی از سر و صدا ها ترسید ولی زود فراموش کرد منهم حسین به بغل هی روی مبلها بالا پایین پریدم . ما تا صبح تو عرقمون شنا کردیم
.
تا بعد .
[ ۱۳۸٢/٢/٢٩ ] [ ٤:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه