مادر سپید

مادر یک روشندل

اردوی باغ وحش

سلام
اميدوارم امروز هوا برای اردو مناسب باشه . آخرش تعداد بچه ها و ماماناشون ۴۴ نفر شد . حسن رو با هر زحمتی که بود خوابوندم آخه اون هم مثل مادرش وقتی هيجان زده ست بد خواب ميشه . برای حسنين تخت دو طبقه ای خريديم . البته سفارشی سازه و تخت بالايش به اندازه کافی برای حسن امنيت داره از پريروز که تخت رو آورديم خونه حسن دائم از نردبون تخت بالا پايين ميره اگه شما اينجا بوديد و عجله و ذوق و شوق حسن رو تو بالا پايين رفتن از نردبون ميديد حتما مو به تنتون صاف ميشد .
اميدوارم اردوی امروز به بچه ها خوش بگذره . گزارشش رو براتون خواهم نوشت . اما بعد از اين همه ذوقی که برای بردن بچه های نابينا به باغ وحش داشتم از ديروز (بعد از شنیدن از این و اون که واقعا باغ وحش برای بچه ها چه مفهومی خواهد داشت دارم ایمانمو به توانایی و درک اونا از دست میدم )خدا کنه بچه ها توانايی ها و درک شون رو به همه کسانی که اونجا هستند نشون بدند . بچه های نابينای ما به ديده شدن نياز دارند اونا نبايد در سکوت خودشون غرق بشند .
تا بعد .

[ ۱۳۸٢/۳/۱٢ ] [ ٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه