مادر سپید

مادر یک روشندل

من با کودکم هستم به شما نيازی نيست ....


خطاب به آقای سین و خانوم ی
سلام
ديروز جای شما که اعتقاد به تفريح بچه ها در اماکن عمومی ندارند خالی بود .
خانوم ی که مشاور تربيتی و روح و روان مرکزی جای شما خالی بود . بچه های نابينا بدون عصای سفيد هم ميتوناستند صدا و بو و وجود حيوانات را بشنوند و لمس کنند . شمايی که با اين همه تخصص چند سال پيش بچه ها رو به پارک بردی و در آنجا به جای اينکه اونا رو تشويق به بازی کنی با دادن عصای سفيد به اونها ذوق و شوق آنها رو برای دويدن ازشون گرفتی و اشک رو مهمون چشمان مادراشون کردی و هنوز بعد از چند سال در جواب من که ازتون اردو درخواست کرده بودم گفتی که من مادرا رو به پارک بردم و اونا گريه کردند ... بله گريه دارد وقتی مادر در پارک بچه ها رو در حال بازی و دويدن و شاد ميبيند و آنوقت کودکش را عصا به دست در حال يادگيری عصا زدن ميبيند . شما چند سال است که بچه ها رو اردو نميبری به اين دليل ، براتون متاسفم .
من ۲۷ اسفند سال گذشته از شما و آقای سين خواستم بچه ها رو به اردو های مختلف ببريد باز هم بهانه بهانه بهانه و من برنامه سينما رو ترتيب دادم و برنامه تلوزيونی و حالا باغ وحش که همه برنامه ها هم حتی يکبار هم از شما کمک نخواستم و تونستم که آنها رو اجرا کنم . ولی ای کاش یکبار هم شما بچه ها رو جدی میگرفتید و با آنها میومدید .
ای کاش اين فعاليتمو رو از همون ۳ سال پيش که به مهد اومدم شروع ميکردم . و ای کاش بعد از رفتن من و حسن از مهد کودک برنامه های آموزش جدید پیگیری بشه .
آقای سین جای شما بیشتر خالی بود وقتی روز قبل از اردو برای شما برنامه رو تشریح کردم جا خوردید من اینو توی چهره تون کاملا دیدم میدونم که توی دلتون میخواستید اونجا بودید و میدیدیددل شکستگی منو وقت دیدن بچه ها که از باغ وحش هیچی نفهمیدند.

......

[ ۱۳۸٢/۳/۱۳ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه