مادر سپید

مادر یک روشندل

و اما ...


سلام
از شب قبل استرس زیادی داشتم میترسیدم بچه ها رو اونجا دوباره کز کرده ببینم که دارند چشمهاشونو میمالند و سرشون پایینه و مغموم ایستادند و مادران رو که با نگاههای سرزنش وار به من نگاه مبکنند ...
اما ........................................
وقتی بچه ها رو به سینما بردیم نگران برخوردشون بودم چون سینما محیطی برای دیدن و دیدن و دیدن است ولی اونجا فهمیدم که سینما غیر از دیدن در آنجا شنیدن هم لذت بخش است ، برنامه تلوزیونی از قبل مورد علاقه بچه ها بود و نگرانی نداشتم ولی در مورد باغ وحش هم نگرانی کوچکی داشتم ولی امیدوار بودم و امیدوارتر شدم وقتی بچه ها رو در حال دویدن گوش دادن و بو کردن و لمس کردن دیدم .
اردوی بسيار خوبی بود با همه استرس ها و خستگی هاش لذت بخش بود از همان بدو ورود تمام نگرانی ها بر طرف شد . دقت به تمام صداها و لمس بچه خرگوش و اسب سواری ... فقط اين حسن خودم بود که از حيوانات ميترسد و قدم از قدم برنميداشت و آنهم متاسفانه مربوط به بازی مورد علاقه حسن بود که هميشه با مادر بزرگش انجام ميداد که آقا شيره ميگره و قورمه قورمه ات ميکنه و با هم ميخنديدند که اين بازی بعد از اردو از طرف بنده تحريم شد .
جای همتون خالی .
همه راضی بودند حتی مادر امير حسين که هميشه غر ميزنه و مادرحسين پرچمی که فکر ميکنه بچه اش خنگه و هيچی نميفهمه
خوشبختانه باغ وحش پر از صدای حيوانات بود البته بيشتر پرندگان . صداهای عقاب ، کبک ، قرقاول ، طوطی ، گربه وحشی ، فاخته ، قو ، اسب ، شامپانزه ، بز کوهی ، بزغاله ، نوعی میمون گابون ؟ یادم نمیاد اسمشو و حیوانات دیگر البته حیوانات درنده سر و صدا نکردند ولی با این حال برای بچه ها شنیدن هر کدام از این صداها کلی شادی در پی داشت . علی پنجه ای که حتی صدا ها رو تقلید میکرد امیر حسین و حمید رضا که دید بهتری نسبت به بقیه دارند حجم حیوانات رو تشخیص میدادند و با مراقبت به برخی قفسها نزدیک میشدند .
حسن اولش خیلی میترسید حتی حاضر نبود به اسب دست بزنه ولی وقتی با اصرار و در آخر با زور سوار اسب کردیمش کم کم ترسش ریخت . حسین هم تا وقتی بیدار بود سعی میکردم جوری بغلش کنم تا حیوانات رو ببینه .
اواسط تابستون یه اردوی باغ وحش دیگه ترتیب میدم حتما بچه های بیشتری میایند این بار که والدین 15 نفر و بقیه بچه ها بودندحدود 35 نفر و 11 نفر نتونسند بیایند .
جای همتون خالی . حسین بیدار شده و داره سعی میکنه توجه منو به خودش جلب کنه تا باهاش بازی کنم.
تا بعد .
[ ۱۳۸٢/۳/۱۳ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مامان خاتون ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه