نمير مادر !

بیت الاحزان فاطمه (س)

مادر نمیر ! مردن برای تو زود است و یتیمی برای ما زودتر .

ما هنوز کوچکیم . از آب و گل در نیامده ایم . هنوز سرهایمان طاقت گرد یتیمی ندارد .

نهال تا وقتی که نهال است احتیاج به گلخانه و باغبان دارد ، تاب سوز و سرما و باد و طوفان را نمی آرد ، و ما از نهال کوچکتریم و از غنچه ظریف تر .

اما نه ، نمان برای محافظت از ما ، نمان ، تو خود اکنون نیاز به تیمار داری .

تو اکنون به کشتی نجات طوفان زده ای میمانی که به سنگ کینه جهال غریق ، شکسته ای و پهلو گرفته ای .

بمان برای اینکه ما بی مادر نباشیم . بمان برای اینکه ما مادری چون تو داشته باشیم .

میدانم خسته ای ، میدانم مصیبت بسیار دیده ای ، زجر بسیار کشیده ای ، غم بسیار خورده ای و میدانم ه رفتن مشتاقتری تا ماندن حتی عشق به ما سبب ماندنت نمیشود .

اما تو خورشیدی مادر ! بمان ! به خفاشان نگاه نکن .

من با چشمان کودکانه خودم شاهد بودم که تو با آن حال نزار سوار بر مرکب میشدی و همراه پدرم علی و برادرانم حسن و حسین ، شبانه بر در تک تک مهاجرین و انصار میرفتی و آنها را به حقیقت دعوت میکردید .

پدر که اسوه صلابت بود ، به استواری تو غبطه میخورد . اما دلش خون بود از مشاهده حال نزار تو بانوی هجده ساله اش این طور خسته و رنجور و بیمار .

خدا بکشد دشمنان تو را مادر . در طول چند ماه با سوهان خباثت رشته حیات تو را بریدند . ام کلثوم به فدای چشمهایی که لحظه به لحظه بی فروغ تر میشوند .

قسمتهایی از کتاب <

b>کشتی پهلو گرفته < FONT>b>نوشته <b>استاد سید مهدی شجاعی < FONT>b>

/ 1 نظر / 12 بازدید
مامان و بابا و دخترشون

درد از اين بدتر که با وجود داشتن مادر حس بی مادری عذابت بده ...؟؟؟مادری که در شهرستان دور افتاده هم باشد باز هم مادر است افسوس ..و صد افسوس برای فرزندی که مادرش هميشه آرزو می کرد که او نابينا بود ولی همواره پيشش می ماند ..