پيشنهاد دارم آقای ريس!

سلام

مدتیه درباره مدرسه ننوشتم چون دیگه مجبور نیستم هر هفته برم اونجا و تا دو روز سردرد بگیرم . اما هفته گذشته به اتفاق پدر حسن برای ارائه پیشنهاداتی نزد آقای آرامش رفتیم . بعضی از پیشنهادات رد و برخی مورد استقبال قرار گرفت .

پیشنهاد اول : بعد از گفتگو با چند تن از بچه های بزرگتر متوجه شدم بچه ها در مدرسه کتابخانه خوبی ندارند و تقریبا دربش تخته شده همینطور یه نوار خونه از کتب آزاد غیر درسی . با چند نفر از مادران صحبتی کردم درباره اینکه ما مادرا خودمون یه نوار خونه برای بچه ها درست کنیم روزی نیم ساعت اگر 10 نفر میشدیم روزی 2 تا 3 نوار میتونستیم به طور جداگانه بخوانیم و این آمار خوبی بود اما متاسفانه آقای آرامش استقبال نکرد به بهانه اینکه بچه ها خوش قول نیستند . این مشکل با یه مدیریت خوب در نوارخونه قابل حله اما زمینه برای پافشاری بیشتر مساعد نبود . بدون حمایت مالی مدرسه هم امکان پذیر نیست چون برخی از مادرا حاضر نیستند هم زحمت نوار خوندن رو بکشند هم هزینه خرید نوار رو . متاسفم !!!!!!!!!!15.gif

پیشنهاد دوم : ارائه کلاسهای هنری جدی مثل سازهای جدید و استفاده از اساتید مجرب و نام آور موسیقی در این کلاسها که خوششبختانه تائید و در دست اقدامه .35.gif

پیشنهاد سوم : شهرداری تهران در یک اقدام فرهنگی عالی به تمام مدارس کتاب اهدا کرد به ارزش 260 هزار تومان که متاسفانه مدرسه این هدیه رو نگرفت . بچه های کم بینا به راحتی میتونستند از این کتب استفاده کنند اما متاسفانه نیاز فرهنگی بچه ها همیشه پاسخ داده نمیشه و با رد پیشنهاد نوار خونه دیگه عنوان کردن این موضوع منتفی شد .17.gif02.gif

پیشنهاد چهارم : در این مورد بعد خواهم نوشت فعلا این نقطه چینا رو داشته باشید تا بعد .............. 03.gif35.gif05.gif

پیشنهاد پنجم : دعوت از هنرمندان برای اجرای برنامه برای بچه ها به خاطر خود بچه ها مثل اقدام ارزنده پورنگ که خودش حتما نمیدونه چه انقلاب و شادی عظیمی در روحیه بچه به راه انداخت . ( میدونید ، هنرمندای زیادی به این مدرسه رفت آمد دارند خصوصا بازگران سینما و تلوزیون اما فقط برای پیشبرد کار خودشون که چطور برای ایفای نقش یه نابینا خودشون رو آماده کنند . و این رفت و آمد ها غیر از اینکه گاها توهینی به بچه ها میشه به خاطر نوع برخورد بازیگران باعث احساس نادیده گرفته شدن از سوی این اشخاص میشه . به عنوان مثال پرویز پرستویی به تازگی به مدرسه اومده بود تا به قول خودش حس یه نابینا رو برای ایفای نقش جدیدش درک کنه وقتی بچه ها از او امضا خواستند گفتند که خودکار ندارم در حالیکه بچه های کم بینا خودکارش رو دیده بودند و این یعنی چی 12.gif؟؟؟ یه بارهم فتحعلی اویسی اومده بود و بی تفاوت کنار بچه ها ایستاده بوده که یکی از 15 ساله ها اومده نزدیکش و گفته آقای کاووسی من هر شب برنامه تو نگاه میکنم 35.gif( برنامه بدون شرح !) خیلی تعجب کرده و گفته چه جوری مگه تو هم تلوزیون میبینی ؟ گفته بله تازه ادات رو هم بلدم در بیارم و بعد از اجراش آقای اویسی خیلی تعجب کرده و جا خورده چنان که همه بچه ها این تغیر رفتارشو حس کرده بودند 20.gif. خوانندگانی مثل مختاباد هم اومده البته سالهای قبل اما فقط برای اجرای یه برنامه .منکه اصولا از این رفت امدهای سطحی برخی خوشم نمیاد مگه موزه یا نمایشگاهه ؟؟28.gif

پورنگ پیش بچه ها رفت و با همه دست داد بچه ها از اینکه اینقدر تحویل گرفته شدند ومهم شدند خوشحال شدند و این خیلی باارزشه . 35.gif

نکات جزئی دیگه ای هم بود که حوصله شما و من ازخوندن ونوشتنش سر میره . )25.gif

پیشنهاد نوار خونه هرچند که رد شد اما من از حسین دادخواه که ذکر خیرش قبلا رفته خواستم اگه کتابی نیاز داره من براش میخونم اونم نامردی نکرده 26.gif18.gifو یه کتاب 300 صفحه ای روانشناسی04.gif که کتاب درسی برادرش عبدالله است رو داده تا بخونم . ( توضیح مجدد برای خواننده های جدید : عبدلله و حسین و ابوالفضل سه برادر نابینایند که عبدالله معلم زبان حسن در مهدکودک بوده و در حال گرفتن فوق لیانس روانشناسیه . )

تا بعد .14.gif

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zahra

سلام مامان روشندل خوبی؟ يه بار قبلن ها وبلاگت رو ديده بودم و الانم دوباره از وبلاگ عمو ۱ورنگ اينجا رو ديدم...

معيت

خيلی وقته که به وبلاگ من سر نزدی / اينگار که اصلآ من نيستم! منو نمی بينی چرا؟يا نميخوای نگام کنی....

کلانتر

سلام... مامان می‌که اگه ۴تا مادر مثل شما تو مدرسه بود کن فيکون می‌شد!!!.... قالب‌تون رو بفرستيد ببينم کاری از دستم بر مياد يا نه. به هموين ايميل اين زير بفرستيد.

پونه

سلام.از آشنايی با بلاگت خيلی خوشحالم.ممنون که بهم سر مس زنی.بازم منتظرتم.موفق باشی.

mehrdad

فرشته’ خوب و مهربان و بسيار گرامي , مادر خانم گل و گلاب عرق بيد مشك , سلام و درود هاي گرم بنده را را بپذيريد . همسر و مادر و مربي و چشم و گوش و زبان فعال و بسيار گرامي و گل اميدوارم كه حال و احوال شما و خانواده محترم شما خوب و خوش باشد . مادر خانم گل فكر ايجاد نوار خانه واقعا عالي است . اميدوارم كه محقق بشود . ريحانه خانم عزيز ببخشيد كه من تنبل تشريف دارم و خيلي دير امدم اينجا . خدا ميداند كه لحظه اي شما را از ياد نميبرم و هميشه براي شما طلب جسارت بيشتر مي نمايم . هزان تبريك بر همسر و فرزندان شما براي وجود شما خانم خانم هاي همه چيز تمام در كنارشان . به اميد نيكبختي و بهروزي و كامروايي شما و خانواده محترم جهاني حضرت عالي . مهرداد

ali

سلام .....چقدر زيبا بود ...به ما هم سر بزن

آينده

سلام بر مادر روشندل و روشنفکر .اميدوارم هماره شاد باشيد و همچنان پر محتوی بنویسيد .اما آقای پرستويی کار ناشايستی انجام داده

آواز آسمان

مامان مهر ..... من .... تا به حال ۲ تا موسسه ديدم که برای نابينايان کتاب می خونن و رايگان به اون ها نوار ميدن تا گوش بدن .... نمی دونم موسسه « گويا » رو ديدين يا نه فقط بگم نظم و تميزی و دقت سيستم های اروپايی رو من اون جا حس کردم فقط بگم عشق يک تحصيل کرده ی دکتری در اروپا رو که به خاطر معلولين وطن از تدريس در بهترين دانشگاه ها چشم پوشيده و به وطن برگشته . و تنها اينو نگم که بهد از ۱۳ سال کار و پرداخت هزينه از جيب خودش ... چه امکاناتی .... شنيدم که سرمايه اش (پولش) داره تموم می شه و مجبور می شه که « گويا » رو تعطيل کنه . آه.... و اين که صد ها دانشجو و دانش آموز نابينا فقط به خاطر وجود « گويا » تونستن درس بخونن . .... به جای چشم هايی که نمی تونن گريه کنن .... کی حاظره نزاره که اون ها بخوان گريه کنن ............................................................

آواز آسمان

دوم موسسه ی «عصای سفيد» که دولتيه ..... و امکاناتش هم محدود .... مامان مهر! .... يک نفر به هر دوی اين موسسات رفته و بهش گفتن توان کتاب خوندن خوبی داره.... « گويا » که داره .... اگر یک میکروفن توی خونه داشت برای « عصای سفید » می خوند .... حالا می گه که حاظره برای بچه های این مدرسه بخونه .... برای چشم های قشنگشون

میثم

سلام.با تبادل لينک موافقی؟ريحانه