حسنی بلا

سلام

يادمه حسن خيلی کوچولو بود دائم موقع راه رفتن پايش به لبه مبلها ميخورد و آه و ناله اش ميرفت هوا از اونجا که هميشه خودمو خونسرد نشون ميدادم ميومدم بغلش ميکردم و گاهی هم بتادين يا کمی روغن به محل ضرب ديدگيش ميزدم اين شده بود عادت حسن بعد از يه حادثه کوچولو فوری ميگفت مامان بتادين منهم گاهی ( معمولا وقتی سر کامپوتر مينشستم ) با عرض پوزش 04.gif برای اينکه به کارم برسم و ا جام بلند نشم کمی انگشتمو خيس ميکدم و به پاش ميزدم و ميگفتم ؛ مامان بتادين زدم . چند روز بعدش وقت بازی با پدرش دست باباييشو خراش داد بعد فوری انگشتشو تا ته کرد تو دهنش و ماليد به دست باباش و گفت بذار بتادين بزنم ....

اين هم نمونه ای از درک بالای بچه ها با اينکه حسن ديد کافی نداشت نميدونم چطور متوجه کلک مرغابی من شده بود 06.gif هم خنديدم هم ناراحت شدم تا من باشم سر حسن رو کلاه نزارم ... ممنونم حسن درس بزرگی بهم دادی ممنونم . 

کيبوردم قاط زده غلط املايی نگيريد خواهشا 04.gif.   عکسهايی ا پياده رو گذر نابينايان گرفتم تا دستم برسه ميزارم .

تا بعد 08.gif .

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sogol

ما فقط تو اين موارد سر خودمون و کلاه ميذاريم :)))

taraneh

حسن اينقدر بزرگواره که مامانی گل و نازشو برای اينکه سرشو گول مي ماليده ميبخشه ... وقتی يه حس/ يه عضو از بدن کارشو درست انجام نده حس های ديگه قويتر و تواناتر ميشن هيچ وقت حسن رو دست کم نگيريد ...

Elham

سلام . زیبا بود . . موفق باشی . اگر دوست داری می تونیم به هم لینک بدیم فقط خبرم کن تا من هم حتما لينکت را بذارم...

بهار

بياين بهار نامه ؛) منتظرتونم.

دلارام

سلام. خيلی بامزه بود. حالا من هر وقت نيکان جاييش درد می‌گيره بوس می‌کنم. ديروز ماشين اسباب‌بازیش شکسته بود، اون رو آورده بود و می‌گفت ماشين خراب شده بوس کن! خلاصه به زور گرفت دم دهن من که بوس کنم. بعد که من بوس کردم با تعجب نگاه کرد ديد هنوز درست نشده!!! :))))) يادم باشه اينو تو وبلاگم هم بنويسم.

دکتر سعيد

السلام عليک يا بنت رسول الله(ص)......با عرض سلام و ادب ....... فرا رسيدن شهادت بانوی دوعالم صديقه طاهره زهرای مرضيه حضرت فاطمه الزهرا(س) را تسليت عرض مينمايم...حال بچه.ها چطوره....به باباشون سلام مخصوص من رو برسون..... قسمت هجدهم داستان عاشق با عنوان مرصاد آماده است ....دوست داشتی در خدمتم.

مامان و بابا و دخترشون

سلام آفرين به حسن که مامانش نتونست گول بماله .. راستی ريحانه خانم اين آدرس وبلاگی آقای سين رو به ما ميدی ؟؟؟.............................بابای فاطمه

Maryam

سلام ريحانه خانوم ... من وبلاگ شما رو می خونم و هر وقت که بيام يه سری بهش می زنم ... راستش کوچولو های شما رو خيلی دوست دارم و به شما به خاطر اين همه ذوق و حوصله تبريک می گم ... متاسفانه تا حالا فرصت نشده بود براتون چيزی بنويسم اما بايد بگم کار اردوی باغ وحش برای بچه ها خيلی جالب بود و خوشحال می شم اگه بتونم عکس کوچولو های شما رو داشته باشم ... منتظر مطالب خوب و قوی شما هستم ... شاد باشيد

negar

سلام متن شما خيلی جالب بود ميدونيد ما هم همون ادمايی هستيم که تو تاريکی دنبال خدا ميگرديم دعا کنيد من هم بتونم مثل شما خدا رو پيدا کنم موفق باشبن .