پرنده کوچک

دو سال پیش بود یکشنبه صبح بدو بدو رفتم قطار مورد علاقه اش که یه لوکومتیو بزرگ و زیبا بود رو خریدم یک هفته طول کشید تا همه مادرای مهدکودک پول این قطار رو جمع کردند . سلیقه ام بد نبود همه مادرا از دیدن اون قطار خوشحال شدند قرار شد با مادر سعید عمیدی که شیرین عقله و بیمارستان رو بلد بود به عیادتش بریم . صبح دوشنبه بعد از ساعت تعطیلی مهد من و مادر سعید راه افتادیم تمام حرکتهای غیر عادی و گاها زشت مادر سعید رو که ناشی از مشکلش یا هر چیز دیگه که اسمش بود رو به عشق دیدن دوباره فرشته کوچولوی مهدکودک تحمل کردم .دو ساعت توی راه بودیم ساعت 2 رسیدیم ........ بیمارستان علی اصغر ...... بخش خون ....... طبقه دوم ........ اتاق مراقبتهای ویژه ........ تخت خالی بهزاد .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خالی خالی خالی ..................

و چه گذشت بر من ..... نگاهی به جعبه بزرگ لوکومتیو انداختم . ای کاش کمی زودتر میرسیدم ای کاش صبح آمده بودم ساعت 12 ظهر پس از تحمل درد طاقت فرسای سرطان خون و مغز استخوان دست در دست مادر بردبار و صبورش آرام آرام جان به جان آفرین تسلیم کرد . روح کوچکش شاد .

 

 

/ 25 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
m e h r a n e h

ولی اون نرفت ... پريه من هميشه تو قلبم زنده ميمونه ... روحش همه جا به کمکم مياد ...

m e h r a n e h

ريحانه جون دوست دارم اون مطلبی که درباره تولد دوباره فرشته های کوچولو نوشتم رو بخونيد ... البته حالا در قسمت آرشيو وبلاگمه .... هميه آبی و شاد باشی مامانی ...

کيميا

روحش شاد باشه..خدا به مادرش صبر بده :(( مطلب قبليتون رو هم خوندم واقعا اينجور آدمها بايد شرم کنن خجالت هم نمی کشن....اف به اين معلما..اف!!!!

آواز آسمان (ريحان)

از قول من به حسن بگيد اگه مامانش وقت نمی کنه اين جا چيزی بنويسه لطفا او بنويسه ... ( امضا... )

آواز آسمان (ريحان)

لطفا به پادرا هم بگيد اين جا خودش فونت فارسی داره حتی اگه کامپيوتر پادرا نداره .

آواز آسمان (ريحان)

اونCD رو پادرا با زحمت خودش جمع آوری کرده . دل هر کی نداره بسوزه چون اونو قبلا به من هم داده .... خيلی .... يادگار اون روز ها که تهيه ی قصه ها و شعر های صوتی با کيفيت بالا انجام می شد ...

m

هوا بد است،ما با کدام باد ميرويم؟

آتوسا

سلام . اولا که یه ایول بزرگ به شما و یاسی خانوم به خاطر این قالب باحال . خودمونیم دیگه حسابی یه متخصص شدی ها . یه کمکی هم به ما بکن . برای اون فرشته کوچولو هم خیلی متاسفم . ما هم یه فرشته ناز رو از دست دادیم . واسه همین کاملا احساست رو می فهمم .

آتوسا

راستی یه کادوی خوب هم از طرف ما واسه شما . مطلب orcut رو تو وبلاگ بخون .