آقای مدير صدای منو ميشنوی ؟

سلام

این درد دل یک مادر یک روشندله با آقای مدیریت شبانه روزی مجتمع که خود نیز روشندله ودرد دل مادرش رو هم که مادر یک روشندله رو میدونه ...

خیلی خوبه که هر بار که مدرسه حسن میرم وقتی برمیگردم اینقدر خسته و عصبانی میشم که تا صبح روز بعد سردرد میگیرم که هیچ تا دو سه روز نای نشستن پشت کامپیوتر رو ندارم . خیلی خوبه یا خیلی بده نمیدونم ولی دیگه حالا که میخوام بنویسم سعی میکنم کمی ملایم تر بنویسم چون عصبانیتم کمتر شده . همیشه نمیشه اونی که تو دلت هست رو بگی دلم خوش بود که حسن رو مدرسه دومی فرستادم که خیلی تعریفشو میکردند و اله بود و بله بود .... البته تازگی ها دارم یه چیزهایی میفهمم که نمیشه همه اتهامات بی توجهی به امر آموزش بچه ها رو گردن مدرسه انداخت تازه گی ها داره یه چیزایی دستگیرم میشه . تازه فهمیدم بسیاری از کمبودها برمیگرده به اجرا نشدن حقوق کودک در ایران و یا سیستم غلط آموزش و پرورش استثنایی .... من از سیستم آموزشی مدرسه پسرم انتظار داشتم کمبودهای اجتماعی او را جبران کند.انتظار داشتم غیر از اینکه یاد بگیرند چطور مثل افراد عادی راه برند و غذا بخورند و لباس بپوشند یاد بگیرند چطور با افسردگی های خفیفی که از کودکی همراه افراد توانیاب همراه میشه مبارزه کنند . یاد بگیرند با پرورش استعدادهای نهفته شان این رنج درونی رو که جرا مثل بقیه نیستند رو بیرون بریزند ... . تمام این چند سال رو که در مهد کودک اتلاف عمر کرد رو امید داشتم در مدرسه جبران کنند امید داشتم روحیه بچه ها تقویت بشه و دیگه هیچوقت نبینم که سرش رو رو پاهاش گذاشته و توی خودشه امید داشتم که ببینم پسرک منهم مثل بچه های سالم با معلمشون عمو زنجیرباف بازی کنند و صدای خنده و شادیشون توی حیاط مدرسه گوش همه رو پر کنه انتظار داشتم این قوه خلاقیت بالای بچه ها رو که مثل آتیش زیر خاکستره و با هر فوتی شعله ور میشه رو بدمند انتظار داشتم کودک من و دوستانش هم در تمام بسیجهای عمومی مثل راهپیمایی های نمادین مثل بسیجهای پیشگیری از سوانح و حوادث مثل اردوهای تفریحی علمی یا بازدید از برخی کارخانه جات و کارگاههایی که فعالیتشون مورد علاقه بچه هاست مثل ماکارونی و خوراکی های مورد علاقه شون یا کارگاه تولیدی لباس یا حتی ادارت پلیس آتش نشانی امداد و ... مگر این بچه ها چند نفرند ؟؟ حتی اگر 1 نفر هم باشند باز هم اون یک نفر جزء انسانها حساب نمیشه مگر هلن کلر که بود غیر از یک بچه با بدترین انواع معلولیت ناشنوایی و نابینایی و حتی مسایل رفتاری که نتیجه همان معلولیتها بود و با داشتن معلم دلسوز از هیچ چیز به همه چیز رسید یعنی این بچه ها از هلن کلر کمترند یعنی ما که ادعای مسلمان بودن داریم نباید دلمون برای همنوعامون بسوزه ؟ ما باید بزاریم که بچه های نابینا در عطش یادگیری مسایل پیرامونشون بسوزند ؟ آیا با آموزش شفایی که فقط شامل تشریح وقایع اطارافه کودک قانع میشه آیا به درک سه بعدی مسائل دست پیدا میکنه چرا در مدرسه فقط از ما میخواند که هه چیز رو برای بچه ها تعریف کنیم چرا خودشون که در بسیاری از مسایل دستشون بازه اقدامی نمیکنند ؟ نیاز بچه ها فقط این نیست که یاد بگیرند درست راه برند و خوب غذا بخورند و بدون اشکال لباس بپوشند . آآآآآآآه ای کاش این روشهای قدیمی و دلسرد کننده شان رو دور میریختند و اینقدر بهشون مباهات نمیکردند ................... یه کمی بهم امید بدید امید به آینده چون اصلا نسبت به نوع آموزش های مدرسه قانع نیستم توجه کنید فقط دارم میگم آموزش چون پرورش ی در کار نیست !!!!!!!!

                      17.gifراستی يه سر به مامان خاتون بزنيد برای حسين مشکلی پيش اومده 17.gif

تا بعد .

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطرات كودكي

ريحانه عزيز الان هر دو وبلاگت رو لينک دادم تو رولينگ که بفهمم کی مينويسی درباره مطالبت به عنوان يک معلم يا مدرس يا هر چيز ديگه ای که بشه اسمش رو گذاشت بايد بگم که اعتراض کردن راحت ترين کاره ولی بايد ببينی خودت چه کمکی ميتونی بکنی . تو فکر ميکنی پسر من که مدرسه دولتی ميره و معلم بيخ گوش بچه تنبل ها کشيده ميزنه خيلی سطح بالايی داره يا ناظم با لگد بچه ها رو ادب ميکنه تو به عنوان يک انسان . يک مادر چه تلاشی برای بهبود وضع کردی . من هم اوايل مثل تو بودم و فقط ميگفتم بايد و نبايد ولی الان سعی ميکنم تغيير بدم و بقول معروف کمتر غر بزنم تا بتونم شاگردان بهتری رو تربيت کنم. اگر اين روحيه اعتراض آميز به بچه هات منتقل بشه ديگه از زندگی لذت نميبرند و هميشه فکر کمبودها رو ميکنند بايد خدا را شکر کرد بخاطر داشته ها . دوستت دارم يه عالمه

یاسمن

من حال ندارم بخونم .... سرما خوردم بابا

کلانتر

با خانم کشاورزی موافقم! کمبود واقعيت جامعه ماست. باید با آنها مبارزه کرد. البته معتقدم که مرحله اول مبارزه شناسايی و اعلام کمبودهاست ولی نبايد در اين مرحله موند. البته مامان ريحانه‌ای که ما می‌شناسيم اصلا اهل یک‌جا موندن نيست.

گذر

ريحانه جون باور کن همه جا همين جوره مشکل اصلی اينه که تو فرهنگ ما برای بچه ها و خواسته هاشون ارزش قائل نيستن نياز های بچه ها ناديده گرفته می شه و همين ناديده گرفتن تو بزرگيشون به شکل خشونت و ناهنجاريهای ديگه بروز می کنه ما هم اين مشکل رو داريم از مطب دکتر که ميريم از پارکا از امکانات بازی بچه ها و از رفتار پدر و مادرا با بچه هاشون خيلی رنج می کشيم و سعی می کنيم خودمون تو خونه جبران کنيم منم مطمئنم بزودی يه راه خوب برای شکوفايی استعدادای حسن پيدا می کنی و مطمئنم پسر گلت اونقدر استعداد داره که تو رو مجبور کنه راه شکوفايشو پيدا کني

پورنگ

سلام با بابای فاطمه دوهفته ای سر تولید برنامه بودیم حرف از حسنین شد من هم دلم گرفت.. دوست دارم بیام و از نزدیک محل تحصیل حسن رو ببینم ..امکانش هست ؟؟

نگار

سلام ريحانه جان. من هم در عصبانيتت شريك بدون. اما راستش تو به تنهايي نمي توني اين سيستم رو تغيير بدي. سعي كن كار موازي انجام بدي يعني اون برنامه هايي كه دوست داري حسن داشته باشه خودت ترتيب بده و با مادرهاي ديگه هم صحبت كن و حداقل يك گروه سه چهار نفري براي برنامه هات درست كن. با پشتكاري كه ازت توي كارهاي مهد كودك شنيدم حتما مي توني. خودت هم كه اشاره كردي معلم هلن كلر واقعا زحمت فوق العاده اي كشيد. مي توني آخرين روشهاي تربيتي كودكان نابينا رو در اينترنت يا هر منبع ديگه ايي پيدا كني و از اون الهام بگيري. http://www.nfb.org/nopbc/nopbc_links.htm يك انجمن مادران كودكان نابينا http://www.blindkids.org/ http://www.growingstrong.org/bvi/ اين آخري هم جالبه. حتما نگاهش كنين. البته اگر خودتون از اينها سراغ دارين كه ديگه ببخشين. به هر حال هر كس مي خواد كاري رو براي اولين بار در جايي انجام بده سختي زياد داره. انشاالله موفق باشي.

نگار

یکی ازلينکها رو گزاشتم توی آدرس وب اينجا

چشمه

مگه خودت چيت از بقيه كمتره كه نتوني يه روش مناسب براي آموزش و پرورش بچه ات پيدا كني؟ يالا اين قدر به اميد ديگران نباش بجنب و به خاطر خودت و حسن و به خاطر خدا روشهاي درست و حسابي رو پيدا كن. حالا به كمك ديگران باشه يا به اختراع خودت اوني كه ميخواهي پيدا كن. من مطمئنم موفق ميشي و تو همين وبلاگ از موفقيتهات مينويسي. مگه روشهاي آموزش كودكان غير توانياب در مدارس ما درسته و كافه ؟ ولي مردم براي بچه هاشون خودشون زحمت ميكشن تا به نتيجه اي كه ميخوان برسن.

مامان اميرعلي

اه تاا کی بايد اين مشکلها رو داشته باشيم و رفع نشه!واقعا کی مسوولشه حسنين رو ببوسين

ashofteh

چهره الود گر ز انگشتی..........چون در اينه بنگری زشتی......... حاصل کار توست هر بد و نيک.........بدروی خوب خوب اگر کشتی