پس چرا جواب نميده ؟؟

سلام

تمام مدتی که ما توی حرم امام رضا بوديم حسين چهار چشمی به آينه کاريها خيره شده بود و حسن هم هی ميپرسيد چرا جوابمو نميده ؟؟؟ روز آخری از حسن پرسيدم کی جواب نميده ؟ ؟ گفت امام رضا ديگه چرا ه چی صداش ميزنم جواب نميده ؟ ... و چند بار داد زد امام رضا امام ضا جوابم بده ... چی بايد ميگفتم ؟ گفتم او ميشنوه جوابت ميده گوشاشو تيز کرد و گفت نه من صداشو نميشنوم . قبلا قصه امام رضا و قصه شهادتش رو براش گفته بودم که با انگور آغشته به زهر شهيد شده . نميدونم چه ذهنيتی پيدا کرده بود که دائم منتظر حضور حضرت بود و با جوابهاي ما قانع نميشد . حتی وقتی از خادم آدرس ميپرسيديم فکر کرد ايشون امام هستند و اگه کنار نکشيده بودمش ميپريد بغل پيرمرد . يه کمی يه جوری شدم از همون جورايی که يه وقتهايی ميشم . يه جورايی دلم ...

ديروز وقتی انگور به حسن دادم اول پرسيد زهر داره ؟؟؟

حسين چهار ماهش تموم شده ديگه غلت ميزنه و غش غش ميخنده تو هر مغازه ای هم باهاش بری برات نيم بها حساب ميکنند04.gif از بس هر و هر ميخنده و دلبری ميکنه . از قيافه اش بگم خيلی با نمکه . لپ کشونی و تپل مپل . ديگه بايد ۸ کيلو شده باشه فردا ميبرم قد و وزنشو کنترل کنم .

در ضمن من تو کارنامه ام هميشه املا ۲۰  ميگرفتم کيبورم خرابه 15.gif . حالا حالا هم منتظر درست شدنش نباشيد شيپيش داره ملق ميزنه 04.gif . اصلا وقتی آدم بچه دا ميشه اينقدر سوراخ سمبه توی زندگی باز ميشه که ديگه کسی به خرابی کيبورد توجه نميکنه 18.gif . تا ديس نشدم برم .

تا بعد . 14.gif

بعد از تحرير : کارت رشد حسين رو گم کردم امروز تو خماری اندازه گيری قد و وزنش ميمونم .

 اگه هوا خوب باشه حسن امروز صبح با دايی هايش ميره پاک آبی آزادگان . والله هر چی جای خوبه مال آقايونه خيلی دوست داشتم وقت سر خوردن ببينمش آخه ذوق کردنش ديدنيه 18.gif دست و پاهاشو محکم صاف ميکنه يا دو ساعت بالا و پايين ميپره و همچين ميخنده که انگار دنيا رو بهش دادند .

 دو شبه که مسموم شدم .... آخه بچه مگه آدم از دست غريبه چيزی ميگيره بخوره ؟؟ من هميشه به حسن اين جمله رو ميگم ولی خودم .... زياد غريبه هم نبود همسفمون بود والله ، تخمه هاش مونده بود ... مگه با تخمه هم آدم مسموم ميشه ؟؟؟ 17.gif فشارم روی ۸ بود و رگ نداشتم سرُم بزنم چند بار دست بی جون بنده رو سوراخ سوراخ کردند ... بعد از سالها از سوزن ترسيدم آخرش هم از خير سرُم گذشتم .

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mojgan

ziyarat ghabool khanoom ma ro ham doa mikardi

کلانتر

سلام...اه ببين! بلاگ شما مشکل داشته!! من اولين نفری بودم که پيام گذاشتم!!! حالا پيامم کوش نمی‌دونم!!...بابا من که هميشه سر می‌زنم!!...من نوشته بودم که «شايد بهتر بود که داستان ضامن آهوی امام رو براش تعريف می‌کردين، بچه‌ها با زندگی بيشتر ميانه دارند تا با مرگ (شهادت)». باز هم نوشته بودم که يادم نيست!!

خودم

بگو که جواب امام رضا رو بعدا می شنوي، جوابش طول می کشه تا برسه بهت .... اون داستان ضامن آهو هم نسباْ خيلی مناسبتره

taraneh

اميدوارم خود امام رضا شفاش بده ...من هميشه وقتی ميترسم ناخودآگاه امام رضا رو صدا ميکنم < نمی دونم چرا ولی خيلی دوسش دارم خيلی زياد...ممنون که بهم سر ميزنی .

متین

ولی بازم بايد گفت : خدا رو شکر .

دوست قديمي

سلام عزيزم . سوال حسن خيلی سخته من جوابی براش ندارم . مادرا متخصصن تو جواب دادن به بچه ها . اميدوارم بتونی يه جواب مناسب بهش بدی . بچه ها رو ببوس . خدانگهدار .

بوف کور

دوست من وبلاگت را جزء به جزء خواندم نوشته هايت بوي تازگي ميدهد حس عجيبي پيدا ميكنم وقتي اينطور نوشته ها را ميخوانم. جايي خواندم كه وبلاگ بدون لينك مثل رودي ميماند كه هرگز به دريا نمي ريزد .اگر مايل بودي به هم بلينكيم . پاينده باشي

reyhaneh

سلام خواهر عزيزم.... حسن عزيز دلش پاکه به نظر من اگه يکم ديگه منتظر بمونه مطمئنم صدای آقا رو می شنوه!.... به خدا آقا دلش نمی ياد يه بچه پاک رو منتظر بزاره.... من مطمئنم!... از قول من بهش بگو اگه صدای آقا رو شنيد سفارش من رو هم بهش بکنه!.... حســــــابی التماس دعااااا.... {راستی فرشته های داداش من هم الان پیش آقا هستن!...}در پناه حق خودت و فرشته هات (حسنينت) سالم و شاد باشيد...../ يا حق

شري

ريحانه عزيزم. زيارتت قبول .انشاءالله كه خواسته دلت برآورده بشه. باوركن من مرتب به وبلاگت سرميزنم و فقط به علت كمي وقت نميتونم پيغام بگذارم وگرنه بدون كه واقعا دوستت دارم.