تاريخ مصرف گذشته (۲)

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

  شنیده ها حاکیست ....

از مدرسه قبلی بگم که مثل اینکه خانم هیاهو به مدرسه دیگری منتقل شده برای کارآموزی !!! همه مادرها میگن همون بلایی که سر خانم طالبی آورده سر خودش اومده همون طور که اون بنده مخلص خدا ( که میگفت آب دماغ بچه ها برای من از ارزشیابی مدرسه از خودم بیشتر ارزش داره ! ) رو پیش همه خورد میکرد ، اطلاعات با ارزش و برخورد های دوستانه و جدیش با بچه ها رو به تمسخر میگرفت و مادرا رو جلوی همدیگه  تحقیر میکرد ، هر کسی رو که دوست داشت میکشوند بالا و از هر کسی خوشش نمی اومد اخراجش میکرد همون برخورد ها با خودش انجام شده ! مادرها با دلهای سوخته شون به اتفاق میگند : خدا جای حق نشسته !

بچه های مردودی : امیرحسین و علی شیطونه و مهدیار تا دو هفته وقت دارند بریل یاد بگیرند تا بتوند بروند کلاس اول و گر نه یک سال دیگه باید تو آمادگی بمونند . فشار شدید روانی روی خانواده این بچه هاست همه میدونند یادگیری بریل تو دو هفته غیر مممکنه اما نمیخواند باور کنند یک سال دیگه هم باید بچه ها برای یاد گرفت چپ بالا راست بالا این راه دور و دراز رو تا مدرسه طی کنند . مادر امیر حسین که مسافر کوچولوش هم تا 5 ماه دیگه دنیا میاد از فشار عصبی و گریه های شبانه پسرش میگه که از مدرسه زده شده و مادر مهدیار از لکنت رو به افزایش فرزندش میگه و مادر علی که شاغل هم هست تمام سعیش اینه که بتونه با معلم کمکی هم شده اون رو به پایه اول برسونه ! جواب خدا رو چی میخواد بده اون خانمی که سال قبل بچه ها رو ول میکرد و تمام انرژیش رو برای سه تا از بچه ها صرف میکرد .

بچه های اخراجی : علیرضا اکبری فعلا پیش آقای ذهنی نامی میره که قول داده تا 5 ماه دیگه علیرضا رو به حرف بکشه و معتقده علیرضا بچه با هوشیه و آموزشها رو خوب میگیره اما مقاومت میکنه که باید این مقاومتش شکسته بشه ! خانواده این بچه با تمام مشکلات اقتصادیی که دارند هر ماه 50 هزار تومان هزینه درمانی بچه رو تقبل میکنند . احسان هم به همین شکل در مرکز دیگه ایی مشغول یادگیریه مادرش که معلم هست تمام کارها و برنامه هاشو بهم زده تا بتونه نور چشمش رو به جایی برسونه که بتونه از خودش لا اقل دفاع کنه ! علیرضا سمیی بر هم هفته ای دو روز آموزش بریل میره که تعدا جلساتش رو به افزایشه چون داره درسش رو خوب یاد میگیره ! من میدونم ولی مادران این بچه ها نمیدونند که حتی اگه اکبری و احسان مثل بلبل حرف بزنند و سمی بر هم دیکته اش رو 20 بگیره سال دیگه نه توی این مدرسه نه مدرسه دیگه ای ثبت نام نمیشند همون طور که مجتبی 5 ساله ورودی جدید آمادگی امسال به جرم ویژه بودن ثبت نام نشد ... خانواده این کودک برای اینکه دلبندشون به مدرسه دومی ایاب و ذهاب راحتی داشته باشه 60 میلیون تومان قرض کردند و منزلی در آن حوالی تهیه کرده اند ، و حالا کی دلش میاد به مادر این بچه بگه برو اینجا جای بچه ات نیست ؟!! این مادرفقط میتونه از جلسات اموزش خانواده که اطلاعات تاریخ مصرف گذشته ارائه میده جهت اموزش فرزندش استفاده کنه اون هم در مدرسه دخترانه ای که در پاسدارانه ،  از آریا شهر تا اونجا چند دقیقه راهه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! خدا بهش صبر بده . خدا به اون و هر مادری که جرم بچه اش ویژه بودنه صبر بده !!  

( در یکی از جلساتی که پارسال با آقای آرامش مدیر مدرسه داشتم ، ایشون گفتند آموزش استثنایی برای آموزش بچه های ویژه معلم تربیت نمکنه و معلمهای این مدارس فقط برای آموزش بچه های عادی که فقط نابینا هستند آموزش دیده اند و ثبت نام این بچه ها کار این مدارس نیست و از سال قبل از ثبت نام این بچه ها جلوگیری خواهد کرد . وقتی این جملات رو شنیدم از مدرسه تا منزل رو اشک ریختم به خاطر معصومیت این بچه و مظلومیت خانواده هایشان !!! تا به حال روی گفتن این واقعیت رو به خانواده هایشان نداشتم چون ترسیدم نا امید بشند تمام امید این خانواده ها و صبرشون برای اینه که بچه ها رو سال دیگه در مدرسه ثبت نام کنند تا اونا هم به مدرسه رفتن بچه هاشون افتخار کنند و مدرسه رفتن یک کودک واقعا چقدر باعث مباهاته برای ما و شما از این احساس هیچ چیز نمیدانید ! )

 

ویژه از نظر شما یعنی : منحصر به فرد ؟ جالب ؟ مورد توجه ؟ خارق العاده ؟ ....

نه نه نه ویژه  یعنی معلول ذهنی یعنی پرخاشگر یعنی صامت یعنی بی تفاوت یعنی بی توجه یعنی هیچ . این نظر سیستمه و اما نظر اولیا : ویژه یعنی مورد لطف خدا عنایت پروردگار یعنی آزمایش امتحان سخت و دشوار بار ی تعالی یعنی عشق مادر و فرزند و اشک دیده در این وادی کثیف دنیا !  

 

 تا بعد !

ياد داشت ۲۲ مهر !

هر سه بچه ايی که دو هفته وقت بريل نويسی داشتند رد شدند در حالی که يک هفته با اونها بريل کار شده نميدونم خدا در قاموس برخی کجاست !

/ 0 نظر / 12 بازدید