فرضيات مادرانه

فرض کنید آخر ساله و حس میکنید اون طور که معلم بچه تون باید برای آموزش وقت و انرژی صرف  میکرد ، نکرده و این سهل انگاری رو از طرف بچه تون میدونه و برای در رفتن از زیر بار مسئولیت برچسب های ناهنجار روی بچه تون بزنه ، شما چیکار میکنید ؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فرض کنید یه بچه نابینا دارید که مشکلاتی هم در تکلم داره و نمیتونه صحبت کنه و معلم بچه هم پیره و حوصله کلنجار زدن با اونو نداره پس تا از در کلاس میاد تو بچه رو میبره گوشه کلاس میشونه تا زنگ خونه بخوره بچه هم نمیتونه حرف بزنه به اولیاش بگه تو کلاسش چه خبره و یه دفعه بعد از 6 ماه به ولی بگن بچه ات آموزش پذیر نیست و چند تا تست بی ارزش ازش بگیرن و با باند بازی های معمول دار و دسته خودشون تو اداره آموزش استثنایی به این نتیجه برسند که این بچه چون حرف نمیزنه پس آموزش پذیر نیست باید کنج خونه بشینه تا 15 ساله بشه و توی مراکز بهزیست پذیرش بشه ، شما چیکار میکنی ؟

فرض کنید بچه تون نابیناست و شرایطی مثل بچه بالایی داره و سال دومه که در آمادگی مونده و سال قبل مادرش باردار بوده و استراحت مطلق و کل سال رو بچه 4 ماه بیشتر به مدرسه نیومده و غایب بوده و از اول سال هم کنج کلاس محزون و ساکت نشسته تا وقت بگذره و معلمش یک بار هم به او گوشه چشمی نندازه و او هم مثل بچه بالا از تحصیل محروم بشه و کنج خونه بشیه تازه همین بچه هوش خوبی هم داشته باشه ، و اون وقت تا بچه میخواد خودی نشون بده فوری برچسب عدم آموزش پذیری روش بخوره و بیفته کنج خونه ، شما چیکار میکنی ؟

فرض کنید بچه تون نابیناست و دو ساله میاد آمادگی هم حرف میزنه هم یاد میگیره ولی بریل رو ننویسه چون تمرکز کافی نداره و و باید معلمش بیشتر براش انرژی و وقت اختصاصی بزاره چون معلم استثناییه و باید کارش هم استثنایی باشه و حقوقش هم استثناییه !! اما همينکه پسرک مياد خودی نشون بده از مدرسه اخراج ميشه تازه تمام اين دو سال مادر پسرک هر روز کنار بچه تا ظهر در مدرسه اتلاف عمر ميکرده ( اصولا عمر مادران جوان اصلا ارزشی نداره و بايد حروم بشه .) اين بچه هم بايد صبر کنه تا ۱۵ ساله بشه بعد از امکانات دولتی استفاده کنه معلوم نيست اوليای بيچاره اين بچه برای چی ماليات ميدن در حالی که عزيز دلشون محبوس در خانه شده ؟

فرض کنید بچه تون یه بچه معمولی با توانایی های مختص به سن خودش باشه اما نابینا باشه البته کمی شیطون و کنجکاو باشه و توی مدرسه و کلاس این ور اون ور بره تا همه جا رو ببینه تا به حال هم هیچ مرکز آموزش نرفته باشه و بچه های همسن خودشو ندیده باشه و یک دفعه تو این محیط وسیع قرار بگیره و جذابیت های محیط اونقدر تحت تاثیر قرارش بده که دائم در حال کشف محیط باشه اون وقت برچسب پیش فعالی ( شیطنتهای بی حد و مرز و عدم تمرکز و .. ) روش بخوره و بفرستنش روان پزشک ( یه بچه سالم رو ) و داروی مخدر ریتالین سرازیر کنن تو حلق بچه و اون رو به مرده متحرک تبدیل کنن با لکنت زبان زیاد ، با این انگیزه که بهش بریل یاد بدن و یه دفعه ببینی ای بابا 12 اردیبهشته و هنوز یک بار هم دست بچه لوح و قلم بریل نویسی ندادند ، شما چیکار میکنی ؟

فرض کنید بچه تون یه بچه معمولیه البته با بهره هوشی خوب اما نابیناست و میکروسفاله خیلی خلاصه بگم سرش کوچیکتره و اعصاب بینایی مغزش رشد کافی نکرده و همینطور اعصابی که فرمان دهی به دست ها میکنند برای نگه داشتن اشیا ریز بین انگشتان و تا 120 سال دیگه هم که عمر کنه این مشکل رو خواهد داشت و به همین دلیل معلمه 12 اردیبهشت بگه بچه تون بریل یاد نمیگیره پس امسال رفوزه است و باید سال دیگه هم آمادگی بمونه ، و از خودش سلب مسئولیت کنه ، شما چیکار میکنی ؟

فرض کنید یه بچه نابینا دارید و مجبورید مجبورید مجبورید ببریدش زیر دست معلمی این چنین و مشاور روانی و دیوانه ای مث هیاهو بزارید ، شما چیکار میکنید ؟

واقعا باید به این معلم گفت روزت مبارک

معلمی که تو اداره به سرش قسم بخورن و همه قبولش داشته باشند و با جو سازی نگذارن هیچ یک از اولیا جرات اعتراض داشته باشند و او هم آنقدر زبون چرب و نرم شیرینی داشته باشه که اولیا همیشه تو شک و دو دلیشون بمونن تا کار از کار بگذره و سال تموم بشه ...

والله هیچی زیاد از حد نگفتم خیل هم رعایت کردم و حقایق تلخ تر رو نگفتم به خاطر مصالح دیگه ای که در کاره ...

فعلا نمیگم که چه برچسبهایی رو حسن گذاشتن که وقتی یادم میفته سرم داغ میشه و اینقدر باد میکنه تا میترکه و باز دوباره باد میکنه و میترکه اونقدر که که از درد گریه میکنم و تا بلکه آروم بشم اما نمیشم . شاید وقتی دیگر تمام این مدت که نبودم درگیر ثابت کردن این قضایا بودم که فرزندم مشکلی نداره که خوشبختانه ثابت شد با دلایل قاطع پزشکی اما چه سود تمام سال اهمال کاری در آموزش که او یاد نمیگیرد باعث شده پایه اش ضعیف بشه و جزء شاگردان مشروط بشه ، درده به خدا درده اتلاف عمر شیرین یه بچه درده ! مشاورشون هیاهو میگه خانم غصه نداره بچه بمونه آمادگی تا سه سال وقت داره پایه اش قوی میشه ... ای خدا سوراخ کردن یه کاغذ و یاد گرفت جهات چپ راست بالا پایین اینقدر سخته ؟؟؟!!!! اون هم برای بچه ای که بهره هوشی خوب داره ؟

 آمادگی بچه های بینا که میرم بچه هایی میبینم که بچه های پیش فعال ( شیطون ) ما باید پیششون لنگ بندازن نه بهشون برچسبی میخوره نه به اولیاشون بی احترامی وقتی میبینم مادری که نمیتونه به بچه اش یاد بده درست کفش بپوشه اونجا سرشو میگیره بالا راه میره و با مادرای بچه های خودمون مقایسه میکنم که تو کارشون چه پشتکاری دارن میسوزم کباب میشم آتیش میگیرم ... 

 دردهای مادران کودکان روشندل خیلی زیاده خیلی همه و همه هم درد هایی هست که مردم و مردم بهشون وارد میکنن این مردم میتونه شامل خانواده خود اولیای روشندلان ، مراکز آموزشی ، دوستان ، همسایه ها و دیگران باشه ...

 ....................................

بعد از تحرير : جالب انگيز ناک شده بعد از يک سری رفت و آمد پيش آقای آرامش و مطلع شدن ايشون از وضع بد تحصيلی بچه های آمادگی و قول اينکه بقيه بچه ها هم بتونن به کلاس اول برن و کلاس فوق العاده برای ايشان ميزان معلم کلاس ابراز ميفرمان که دلشون ميخواد همه بچه ها امسال آمادگی رو پاس کنن !!!! ( کلاسی که مدرسه برای ايشون اجبار کرده برای بچه ها بزاره رو ميزاره به حساب دلسوزی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خودش‌) باز هم زحمت روی دوش خانواده و توانخواه بيچاره است که خرداد و احتمالا سه ماه تابستان هم محکوميت مدرسه اومدن رو طی کنن . هزينه اياب و ذهابش به جهنم بچه ها آب ميشن و از بين ميرن پس کی بايد بازی کنن بابا بچه تا ۷ سالگی بايد بازی کنه !!!‌ . اتلاف عمر اتلاف انرژی اتلاف زندگی يک انسان .

 تا بعد .02.gif

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

سلام... من که با اين حرفهای مراعات شده شوکه شدم... واقعا جای تاسف داره... نمی دونم چی بايد بگم... جواب اين معلم ها رو چی بايد داد... ولی همين که شما اينا رو می دونی خودش خيلی خوبه... شايد خيلی از اين مادرها اين از پشت صحنه خيلی از اين چيزهايی که گفتيد خبر نداشته باشند و همه اين حرفهای به اصطلاح معلم را باور کنند...

احسان

می گم اين وسط از بقيه چه کمکی بر مياد؟

دکتر سینوحه

سلام – مرسی از اینکه لطف کردین و برام پیام گزاشتین. طبق سفارش شما سایتی را در وبلاگ معرفی کردم که حاوی اطلاعات دارویی است و فکر کنم برای شما مفید واقع شود. حالا دلیل عوض نکردن مدرسه رو فهمیدم. مقاومت شما ستودنی است. حافظ میگه: یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش *** میسپارم به تو از چشم حسود چمنش

atusa

راستش اصلا فکر نمی‌کردم اونجا يه همچين خبرايی باشه . معلمای مدارس عادی اين همه صبر و حوصله دارن و اين همه زحمت رو به جون ميخرن اون وقت جايی که آدم انتظار داره معلماش اسوه صبر و گذشت باشن ... البته من هم معتقدم که همه جا خوب و بد داره ولی خوب گاهی وقتا بدی بعضی چيزها به تمام زندگي يه آدم لطمه ميزنه ...

atusa

البته من مطمئنم که حسن با داشتن مادر خوب و نمونه‌ای مثل تو خيلی موفق خواهد بود ... حسن خان يه امضا ميدی ؟ :)

کیمیا

سلام...خيلی ببخشيد که اينقدر رُک حرف می زنم ها....خاک تو سر همچين آدمهايی بکنن...اون وقت اسم خودشون رو هم گذاشتن معلم....معلم يعنی شمع که خودش بسوزه و ديگران ازش استفاده کنن ...واقعا برای اين افراد متاسفم که هيچی برای گفتن ندارن جز پُر رويي

زلال

سلام عليکم...ممنون که سر زدين و ممنون که باز هم ابديت کردين..و ببخشيد که دير اومدم اينجا اخه از ((...)) خودتون ياد گرفتم...(دی:)....انشا الله ساليان سال شما و همه دوستان صحيح و سلامت در کنار خانواده باشين..و خدا انشا الله به برکت دعای شما و...همه مريضای اسلام رو شفا عنايت بکنه...بازم ممنون که سر زدين..ما هم ابديت کرديم....اگه تو نستين تشريف بيارين ولی ما مثل شما اتاق پذيرايی نداريم شرمنده..ولی خوب حالا..///الهم عجل لوليک الفرج.

یک روحانی

سلام مادر مهربان....تو معلم واقعی هستی...قدر خودت را بدان...اصلا نکنه به بچه ات ترحم کنی آنها نه تنها چیزی کم ندارند بلکه..این ما هستیم که کم داریم به فرزندت بگو من را دعا کنه !!واز شما هم می خواهم اون دنیا من روسیاه را شفاعت کنید!....خیلی خیلی وبلاکت خوبه به زودی به شما مادر مهربان لینک خواهم داد..من تحت تاثیر شما مادر صبور قرار گرفته ام...تا بعد

یک روحانی

در ضمن صمیمانه از شما تشکر می کنم که به من سر زدی