دفتر خاطراتی بنام حسن

ديروز موقع خونه تکونی حسين هی دسته گل به اب ميداد بعد از اينکه دو سه بار از ريختن آب روی زمين توسط حسين چشم پوشی کردم بار چهارم عصبانی شدم و زدم پشت دستش که حسن با لحنی که انگار خودش شاهد ماجرا بوده گفت : مامان يادته کوچيک بودی آب ميريختی زمين ؟ مامانت چکار ميکرد ؟ گفتم خوب نميدونم تو بگو من يادم نيست . با لبخند و مهربونی هميشگيش گفت : اون وقت مامان بزرگ بغلت ميکرد بوست ميکرد ميگفت اشکال نداره بعد هم با يه دستمال آبه رو پاکش ميکرد و تو هم همون وقتا بود که زمين پاک کردن رو ياد گرفتی ! منو ميگی : 08.gif11.gif26.gif

وقتی ديکته شو گفتم نمره اش کم شد با اينکه کلمات رو در مشق سه بار نوشته بود عصبانی شدم سرش داد زدم : حواستو جمع کن دارم از دست اين بی دقتيت ديوونه ميشم . باز همون لحنی که انگار شاهد ماجرا بوده گفت : يادته کوچيک بودی ديکته هات پر غلط بود ؟آرومتر شدم منتظر يه تيکه يا متلک ديگه از طرف اين نيم وجبی بودم ... گفتم اون وقت مامانم چکار ميکرد ؟ گفت : بغلت ميکرد بوست ميکرد ميگفت اشکال نداره ! گفتم من اون وقت چکار ميکردم ؟ گفت اون وقت تو هم حواستو جمع ميکردی دفعه بعد درست مينوشتی !!! منو ميگی : 08.gif11.gif26.gif

يه روز بهش گفتم خانم مربی مهدکودکت رو بيشتر دوست داری يا خانم معلمت رو ؟ باز با همون لحن قبلی گفت : يادته بچه بودی بابات به مامانت گفته هيچ وقت اين سئوالو ازت نکنه چون تربيت خوبی نيست ؟ يادم افتاد يه روز باباييش بهم گفت اين سئوال کی رو بيشتر از کی دوست داری رو از بچه نکن چون بچه همه رو دوست داره و نميتونه انتخاب کنه ! منو ميگی : 08.gif09.gif26.gif

و .... که الان يادم نيست باز هم مينويسم ... هنوز کامپيوترم مشکل داره . محل به روز رسانی : خونه مامانم اينا !

 

 

/ 14 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

آفرين به اين گل پسر باهوش و با سياست

ليلا

من ميگم خوب بود اگه آدم وقت می‌کرد از اين جملات قصار بچه‌ها يک کتابچه درست می‌کرد (البته وبلاگ تقريبا اين کار را ميکند اما چون چيزهای ديگر هم قاطيش دارد يکدست از آب در نميآيد.) بخدا خيلی چيزها از اين بچه‌ها آدم ياد می‌گيرد. من دوستی داشتم که می‌گفتم ما خيال می‌کنيم که ما بچه‌هايمان را تربيت می‌کنيم اما اگر درست دقت کنيم اين آنها هستند که آمده‌اند تا ما و بقيه دنيا را تربيت کنند. از طرف من روی ماه دوتاييشان را ببوس و مواظب خودت هم باش.

فاطمه(آسمان مال من است)

سلام مامانی. ماشالله به اين بچه باهوش که همه چی رو اينقدر زود می‌گيره. شيطون! راستی اميدوارم کامپيوترتون به زودی حالش خوب شه.

limuiy

وای مامانی من اگه بچم انقد زبون داشته باشه که هميشه در حال کم اوردنم!!!!

مجید

وقتی بچه ها اينطور با آدم صحبت می کنند ، انگار اينا فرشته هایی هستند که از طرف خدا با آدم صحبت می کنند ، فرشتگان سپید.

رهگذر...

...و سلام...سر که به من نمی زنيد...من مجبورم هی بيام...خوب... راست ميگه ديگه...

یوسف

سلام . من هم حلول سال نوی شمسی را به شما و خانواده محترمتان تبريک می گم . براتون آرزوی بهروزی و شادی دارم . راستی يه سر به باکستون بزنيد . شاید هم تو بالکش ! ( همونی که تو وبلاگتون تو قسمت پست الکترونيک آورديد ) اميدوارم شما و بچه های گلتون بپسنديد . سال خوبی داشته باشيد .

khodam

سلام. پس مامان خاتون چی؟ به ما که سر نمی زنيد لااقل آن را آپديت کنيد. راستی سال نو مبارک. اميدوارم سال خوبی داشته باشيد آن هم بدون کم لطفيها و بی انصافيهای معلم و مدير و ناظم و سايرين

نرگس

سلام آوای خوش هزار تقديم تو باد سر سبز ترين بهار تقديم تو باد گويند که لحظه ای ست روييدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو باد عيدت مبارک سال خوبی داشته باشی / پر انرژی تر از قبل

گیلیشیا

مامانی حسن رو از طرف یه دختری به نام من ببوس. بگو که دوسش دارم خیلی‌